مير تقي الدين كاشاني

519

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

دل تاب نيارد كه جمالت نگرم * ياقوت مرا طاقت اين آتش نيست [ 32 . ] مولانا شعورى از آدمىزادگان كاشان است و دعوى اصالت از طرفين مىكند و بعضى از ستم ظريفان اين دعوى را از او قبول ندارند . و الحق جد مادرى وى از مردم متعيّن زمان بوده و او را خواجه محمد آصف مىگفته‌اند « 1 » . امّا مولاناى مشار اليه در اوقات صبا و اوان سادگى روى توجّه به حرفت و كسب شعربافى آورده و هم در آن مدّت به واسطهء مخالطت لوندان و خوش‌طبعان و ميل به صحبت مستعدان و شاعران ، چون قابل و مستعد افتاده بود در وادى شاعرى قدم نهاده و به جدّ بسيار و سعى تمام در سلك ظرفاء و شعراى زمان منتظم گرديد ، و در آن وادى از اقران و امثال قدم بالاتر نهاده به مرتبهء اعلى رسيد ، چنانچه همواره اوقات در ملازمت و صحبت اكابر و اهالى به كسب مجد و معالى مصروف مىسازد و در مضمار فصاحت و بلاغت ، به سبب تقليد مولانا محتشم ، خود را اسبق از فرسان ميدان سخنورى مىداند و بدين سبب گاهى در محافل و مجالس از ديگران ، آنچه ملايم طبع و موافق قرارداد وى باشد به ظهور نمىرسد بلكه منافى حرمت و نقيض عزّتش به فعل مىآيد ، و فى الواقع در شاعرى آن مقدار كه تصوّر توان كرد ، جدّ و غيرت دارد و دائم الاوقات در پس زانوى خيال نشسته سر از فكر برنمىدارد و از ابتداى زمان شاعرى تا حال هر شعرى كه در ميان افتاد ، به گفتن آن مبادرت مىنمايد و الفاظ رنگين و ابيات نمكين بر صفحهء خاطر مىنگارد . و الحق در اكثر اقسام شعر مهارت و قدرت پيدا كرده ، به تخصيص ، اسلوب تاريخ و قصيده ، و با وجود قلّت سن شعر بسيار از قصيده و غزل و قطعه و رباعى و تواريخ گفته . از جملهء نوادر افكار مولانا يكى آن است كه در زمان شاه اسماعيل ، مير حضورى قمى « 2 » رباعيى گفته كه از حروف با نقطه و بىنقطهء مصراع آن بيست و هشت تاريخ استخراج مىيافت مشار اليه آن رباعى را جواب گفته ، رايت تفوق برافراخت اگرچه بىمعنى است امّا در اسلوب تاريخ بىقصور است و

--> ( 1 ) . اصل : گفتند . ( 2 ) . ترجمهء احوال مير حضورى ، در فصل شعراى قم و ساوه مندرج است .